تبليغاتX
دل هیچ کس نمیسوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سرخاکم تنهایی یک دل شکسته



که پس از من ...؟

وای....

خدایا...

که پاسخ مرا خواهد داد....؟

 

 

خدایا اورا خشنودم... از خاطر هر آنچه با من و دلم....

روا داشت....

گر به آتش کشید و...

 

 

آشیان دلش در طوفان بی کسی گردان باد...

هر انکه پس از من...

عشق او را دهد در دل راه...

 

خواهد سوخت در آتش آه دل من...

چشمانش جام خون... هر انکه دستانی را در دست گیرد که...

دیر زمانی در میان دستان من بود...

از آسایش به دور و عمرش کوتاه

 

انکه نازنین مرا... لحظه ی گیرد در آغوش...

به کامش نگذرد روزگار...

به جامش زهری باشد هر آنچه که نوشد...

 

 

آنکه نازنین مرا .... از من بگیرد...

بهم گفت:دوست داري عاشق كسي بشي كه عاشقت نيست؟

 

گفتم نه....!!!

 

گفت دوست داري كسي رو تو قلبت جا بدي كه تو واسش مهم نيستي ؟

 

گفتم نه....!!!

 

گفت دوست داري واسه كسي بميري كه جون تو واسش مهم نيست؟

 

گفتم نه....!!!

 

گفت حاضري غرورتو به خاطر كسي بشكني كه....٬

 

تويه آغوش كسي باشي كه...٬

 

از لب كسي بوسه بگيري كه....٬

 

عشقتو باور نداره؟

 

گفتم نه....!!!!

 

گفت پس عشقتو هر چقدرم واقعي باشه٬چون يك طرفه است

 

بازم كافي نيست..!

 

يكم فكر كردم گفتم با دلم چه كنم؟؟؟؟

 

گفت يا عاشق نشو يا اگر عاشق شدي عاشق كسي باش كه عاشق تو باشد...

 

 

آسمان امشب به حالم گریه کن روح تب دار مرا پاشویه کن

آتش افکند عاشقی بر حاصلم گریه کن در مجلس ختم دلم

گریه کن ای عشق روحم تیر خورد شانه احساس من شمشیر خورد

 

بیوفا سیلی خورم کرد و گذشت رفت و من در پیش پایش گم شدم 

 

آه عجب کاری به دستم داد دل 

هم شکست و هم شکستم داد دل

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/28ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط دل شکسته  | 




يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش