تبليغاتX
دل هیچ کس نمیسوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سرخاکم تنهایی یک دل شکسته



خیلی سخته کسی دوست داشته باشی و اون اصلا ندونه کاش اصلا ندیده بودمت کاش تو رو به خیال نمیاوردم کاش همان لحظه جان داده بودم نمیدونم چرا تا تو رو دیدم دل از کنم بیرون رفت و عنان اختیار از دست دادم انگار که سالهاست مرده ام هیچ کس مرا به یاد رنجور خویش نمیاورد چقدر دور افتاده ام چقدر زود گم شده ام کاش همان لحظه دلم را از سینه بیرون می آوردم و چون دستمالی دور می انداختم هیچ کس نفهمید من عاشقم حتی.....!

سلام عزیزم دیروز که بهم زنگ زدی گرچه زیاد نتونستیم با هم حرف بزنیم اما انگار دوباره متولد شدم  انگار دنیا رو بهم دادن .خیلی حرف برای گفتن داشتم اما نتونستم بگم .عزیز فقط بدون اگه تو دنیا هیچی نداشته باشی یه قلب کوچیک اینجاست که برای تو زنده است .....

عزیزم فقد ازت یه چیزو می خوام که هیچ وقت تنهام نزار آخه...منم دل دارم

راستی یه چیزم هیچ وقت فراموش نکن که دووووووووووووستتتتتتتتتت دارم

قربون اون مهربونیت

چه می کنی باسرنوشت

*****

دلم برات تنگ شده بود

این نامه را واست نوشت

*****

فدای تو نمی دونی

بی تو چه دردی می کشم

*****

اگه بخوای واست می گم

به آخر خط رسیدم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط دل شکسته  | 




يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش