شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه
به خدا التماس ميکنه!!
شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه
و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!!
مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو
تو دريايي از اشک ميخوابه!!
ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني مبینا
شيشه اي مي شکند... يک نفر مي پرسد...
چرا شيشه شکست؟
مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يک نفر زمزمه کرد...
باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد.
شيشه ي پنجره را زود شکست.
کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست،
عابري خنده کنان مي آمد...
تکه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد...
اما امشب ديدم... هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد...
از خودم مي پرسم ؟
آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟
دل من سخت شکست اما،
هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا ؟

زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم
اما به نياموخت كه چگونه زندگي كنم
تو نيز به من آموختي كه چگونه دوستت بدارم
اما به من نياموختي كه چگونه فراموشت كنم
بنام آنی که میداند در دل تنهای من چه میگذرد؟؟!!
نمی دونم چرا به تنهای حسادت میکنم ؟!!
شاید به خاطره اینکه که هم دوستش دارن .چون همه باهاشن
چون تنهای کار هر کسی نیست .
تنها ترین کس تنها خوشبخترینه . خوشبخترین
نمی دونم شایدم منم تنهام ؟؟!!
شادی بهم سر نمیزنه ! خوبی بهم سر نمیزنه ! لبخند بهم سر نمیزنه!
زیبای بهم سر نمیزنه ! امید بهم سر نمیزنه ! مهربونی بهم سر نمیزنه
زندگی بهم سر نمیزنه ! ...
ولی چند نفر هستن که همیشه بهم سر میزنن :
غم بهم سر میزنه . غصه بهم سر میزنه . گریه بهم سر میزنه .
دلگیری بهم سر میزنه . نا امیدی بهم سر میزنه . بد بختی بهم سر میزنه.
آوارگی بهم سر میزنه . بیچارگی بهم سر میزنه . ..
تنهای هم که هم اتاقیمه ...

شبا به امید چشات چشمامو رو هم می زارم
شاید توی خوابم بیای بشه باهات حرف بزنم
چشام شبا بارونیه به التماسه اون چشات
هی التماست می کنم . فقط برای یک نگاه
حالا دیگه چرخ فلک نمی چرخه به کام من
چه کار کنم . عاشقتم . اینه فقط گناه من
حالا حتی نبودنت برام یه دنیا بودنه
خیال نکن دروغ می گم . اشکام گواه حرفمه
خیال نکن میشه بری یه روزی از خاطر من
می خوام بازم بهت بگم : عاشقتم اینه فقط گناه من



