
دوست داشتم مبينا .....
خدا حافظ مبيناي روياي من

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به ديواري تكيه بدي
كه يكبار زير آوار غرورش همهي وجودت له شده.
چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني
اما وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي.
چقدر سخته وقتي پشتت بهشه، دونههاي اشك گونههاتو
خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه كه هنوزم دوسش داري
چقدر سخته گل آروزهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار بار
تو خودت بشكني و اون وقت آرام زير لب بگي.
گل من باغچه نو مبارك.
کاش....
می ماندی
واکنون دلم نوای خوش تری می نواخت
تا زنده ام هستی کجا؟
در آبادی بعد از تو همیشه خراب دل
در خاطر ودریاد بعد از تو همیشه تنهای دل
مهم نیست که اکنون دلت
به هوای کسی دیگر می تپد
مهم آن است
که من برای همیشه تنهایم
آن هم فقط به خاطر تو
ای کاش می فهمیدی....
Mobina

