خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس تنهایی کنی.
وقتی عاشق باشی و هیچ کس از دل عاشقت باخبر نباشد .
وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی .
وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند .
وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد
کسی ما را نمی جو يد ،
کسی ما را نمی پرسد ، کسی تنها يی ما را نمی گريد،
دلم در حسرت يک دست ،
دلم در حسرت يک دوست ،
دلم در حسرت يک بی ريای مهربان مانده است ،
کدامين يار ما را می برد ،
تا انتهای باغ بارانی،
کدامين آشنا آيا
به جشن چلچراغ عشق دعوت می کند ما را،
واما با توام
ای انکه بی من مثل من تنهای تنهايی
کدامين يار ما را می برد
تا انتهای باغ با رانی..
کی بود که با اشکای تو یه آسمون ستاره ساخت
کی بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت
کی بود که با نگاه تو خواب و خیال عشق و دید
کی بود که تنها واسه تو از همه دنیا دل برید
نگو کی بود؟ کجایی بود ؟اونکه برات دیوونه بود
رو خط به خط زندگیش از عشق تو نشونه بود
من بودم اونکه دلشو ساده به پای تو گذاشت
اونکه واسش بودن تو به غیر غم چیزی نداشت
من بودم اونکه دل آخر عشق تورو خوند
اونکه به جای عاشقی حسرتشو به دل نشوند
حسرت دوست داشتن تو همیشگی بوده و هست
کاش میرسید به گوش تو صدای قلبی که شکست

وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت
التماس را توی چشمام دید و رفت
با همه خوبیهام بی وفا
رنگ غم به زندگیم پاشید و رفت
دیگه دل از همه دنیا سرده
کی میگه گریه دوای درده
بعد از اون چشم من دیگه خواب نداره
بس که گریه کردم چشام آب نداره
هر چی من بگم باز تمومی نداره
از غم و غصه هام
که حساب نداره
چه کنم ای خدا با دل شکسته
چه کنم با دلی که ز خون نشسته
میدونست مهرشو با جونم خریدم
اما از عشق اون جز شكستن قلبم ندیدم

بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت


